من و کنکور و سوشا

۲۰ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بالاخره منم تصمیم گرفتم یه چیزی اینجا بنویسم

اولش هر چی فکر میکردم که چی رو بنویسم و اصلا برای کی بنویسم نمیدونستم

بعد باز فکر کردم و در اخر بازم نفهمیدم واسه کی بنویسم :D ولی فهمیدم چی بنویسم

نمیدونم این دبیرا  چی هستن که برای بدبخت کردن یه مشت جوون و البته الان یه مشت بابابزرگ ومامان بزرگ :D دست به دست هم دادن تا با فاجعه یک قرن اخیر یعنی کنکور ما رو بیچاره کنن .

اولش که شروع می کنن درس دادن بعدم کلی از درس رو میزارن و نمی گن که بری کلاس کنکور باهاشون برداری اخرشم میری ازمون می دی می بینی شدی ۱۰۰۰۰۰ کشور.

خوب از اینا بگذرم  چون اگه نگذرم سخنم به جاهای باریکی کشیده میشه .

چند وقتی هستش که سایت خیلی سوت و کور شده نمی دونم دلیلش چی هستش ولی به نظر من ۱۰۰% به خود مدیرا بر می گرده

یکی که کنکور داره مثل خود من و اصلا سر نمی زنه و یا خیلی کم سر میزنه و به قول خودش ایستاده تا شاخ کنکور رو بشکنه

یکی دیگه رو که من فکر کنم ۵ ماهه ندیدیم و اون یکی دیگه هم اصلا در شبکه موجود نمی باشد  :D

مونده من و فئانور که با اینکه هم اون دانشگاه داره و هم من کنکور ولی  باز  هوای اینجا رو داریم

البته برای اینده یه فکرایی داریم که اگه عملی بشه خیلی خوب میشه

البته ما فکرا رو نداریم بیشترش رو فئانور داره :D من کمی فکر دارم که اونم برای درس و کنکور گذاشتم  :P

انشالله اگه خدا بخواد از چند وقت دیگه اوضاعمون از این رو به اون رو میشه

چند تا پروژه ترجمه هست که در دست اقدامه و بعضی کاری سیکرت که خبرش رو گفتن درز نکنه (اینو الکی گفتم کلاس کار بالا بره هیچ خبر سیکرت در کار نیست) موجود می باشه

امیدوارم که با این جون کندن های ما (البته بیشتر فئانور (همون سردبیر محترم) ) به یه جایی برسیم و به قول یکی از استادای ما پله های مسیر پیشرفت رو با اسانسور بالا بریم  ;)

خوب عرض دیگری موجود نمی باشد

سالم و تندرست در پناه حق O:-)

Share
Categories: برانابوس Tags:

آخ چه فعال شدیم…!

۱۹ فروردین ۱۳۹۰ ۶ دیدگاه

سلام؛

این آخر هفته خیلی سرم شلوغ بود!
چرا؟ می‌خواهیم در سوشا “تولید محتوا” کنیم! شما هم احساس کرده بودید مدتی است که در سوشا هیچ اتفاقی نیفتاده است؟ هیچ فعالیت مفیدی نیست؟
راستش را بخواهید وقتی سوشا یک ساله شد و من به سال گذشته نگاه کردم، متوجه شدم که به جای پیشرفت، پسرفت داشته‌ایم!
مدتی بود سایت با خبرهای اختصاصی به روز نشده بود، به دلیل تعطیلی انجمن کاربران انجمن سایت را ترک کرده بودند، نشریه‌ای که قرار بود ۶ ماه پیش منتشر شود، منتشر نشده بود و بعد از گذشت مدت زیادی از اتمام مسابقه داستان نویسی داوری داستان‌ها به اتمام نرسیده بود! نا امید کننده بود…

البته من به عنوان سردبیر در خبری که منتشر کرده بودم همه تقصیرها را به گردن هیئت تحریریه و سایر مدیرانی انداختم که فعالیت نمی‌کردند! :D
اما خودم هم کم مقصر نبودم…
من هم به عنوان سردبیر مثل سایر مدیران به سایت به نحو شایسته رسیدگی نمی‌کردم و هیچ برنامه برای نیمه دوم سال ۸۹ در نظر نگرفته بودم و تنبلی می‌کردم…

در هر حال بعد از یک سالگی سوشا، خودم متحول شدم و شروع به برنامه ریزی برای سال جدید کردم، کمی هم سر کیسه را شل کردم تا کارها بهتر و به نحو احسنت انجام شود…
دست از تنبلی هم برداشتم و خودم هم به عنوان اولین نفر دست به کار شدم تا کار شروع شود…به هر حال بزرگان میگویند هر کاری را باید از خودمان شروع کنیم.

برای اولین قدم بخش وبلاگ سوشا راه اندازی شد.
در بخش وبلاگ می‌شود هر چیزی نوشت، مطالب مفید و با اعتبار بیشتر، مدیران می‌توانند راحت‌تر با کاربران ارتباط برقرار کنند، مشکلات مدیریتی را با شما در میان بگذارند، دست‌های پشت پرده را به شما نشان بدهند! :D
مثلاً من هیچ وقت، خبری با این لحن دوستانه و عامیانه در بخش اخبار منتشر نمی‌کردم!

شروع به انتشار سری جدید جزوات آموزش داستان نویسی به وسیله خودم کردم. (منتظر نظرات شما هم هستم)

با داوران مسابقه داستان نویسی تماس گرفتیم تا زودتر داستان‌ها را تحویل دهند.
همچنین داوران معتبر جدیدی به مجموعه داوران اضافه کردیم، این اشخاص در جوایز ادبی معتبر مثل شهید حبیب غنی پور و کتاب سال داوری کرده‌اند.
انتظار داریم داوری داستان‌ها تا آخر اردیبهشت ماه (نهایتاً اوایل خرداد ماه) تمام بشود.

گروه ترجمه حرفه‌ای در سایت تشکیل شد و در حال حاضر آماده انتشار سه پروژه ترجمه هستیم. پروژه ترجمه جلد سوم شمشیر حقیقت هم شروع شده است و چندین فصل آماده شده است.

همچنین از تمام مترجمان که توانایی ترجمه کتاب‌های طولانی دارند، همچنین به ادبیات داستانی علاقه‌مندند دعوت به همکاری می‌کنیم. حق‌الزحمه ترجمه هم به طور کامل پرداخت می‌گردد. این شرایط منبع درآمد بسیار عالی برای مترجمان جوان است. (درخواست عضویت در گروه ترجمه بدهید، سپس با پست الکترونیک info [at] soosha.com تماس بگیرید.)

یک سری بحث‌های فلسفی به زودی توسط خودم در سایت آغاز می‌شود. (احتمالاً در همین وبلاگ قرار بگیرد)
می‌دانید شخصیت‌های داستان شما زنده‌اند؟ می‌دانید آن‌ها در دنیای خود زندگی می‌کنند و ما خدا و خالق دنیای آن‌ها هستیم؟ وجود آن دنیا به ما بستگی دارد. همین طور دنیای ما هم سایه‌ای از جهان‌های بالاتر و حقیقی‌تر است؟
به زودی این سری مقالات را به قلم خودم منتشر می‌کنم. در حال تحقیق و جمع آوری مطلب و سخنان بزرگان این حوزه هستم. (یک جور تضمین برای کار خودم)

 

با تشکر
حسین کامکار
سردبیر

Share
Categories: سردبیرنامه Tags:

دوست دارید فردی عادی باشید؟

۱۸ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بعضی وقت‌ها انسان در وضعیتی قرار می‌گیرد که فقط می‌خواهد بنویسد…می‌خواهد دیگران بخوانند و دردش را متوجه بشوند…
من الان همین حس را دارم، مدت‌هاست صفحه تایپ جلوی من باز است و من به آن خیره شدم تا بلکه موضوعی برای نوشتن پیدا کنم…
مطالب زیادی برای گفتن دارم، اما نمی‌دانم کدام را بیان کنم…همه چیز به سرعت از ذهن من گذر می‌کند، چند لحظه بعد هم آن را فراموش می‌کنم…

موضوعی که برای این مطلب در نظر گرفتم یکی از علایق شخصی من است…

انسان موجودی کمال طلب است…می‌خواهد به بالاترین اهداف و نقطه‌ها دست پیدا کند…از بین چندین میلیارد انسان روی کره زمین چند نفر را می‌شناسید که دیگر عامی نیستند؟

منظورم از عامی افراد عادی است…کسانی که می‌آیند و مدتی زندگی می‌کنند و بعد می‌روند و هیچ یادی از آن‌ها باقی نمی‌ماند…
مثلاً در فیلم‌ها، قهرمان داستان به کمک چند نفر دیگر داستان را هدایت می‌کند و بار داستانی فیلم را حمل می‌کند، اما عده هستند که حضوری کم‌رنگ در داستان دارند، می‌آیند، کتک می‌خورند و می‌روند…

من دوست ندارم فردی عامی باشم…نمی‌خواهم جزو عوامی باشم که فراموش می‌شوند و در زندگی هیچ افتخاری ندارند…افرادی که عمرشان به بطالت یا یک زندگی عادی می‌گذرد…
در واقع نمی‌خواهم سیاهی لشگر دنیا باشم!

من آدم خیال‌باف و رویاپردازی هستم…داستان‌های فانتزی و تخیلی را به این دلیل دوست دارم که مرا به یک دنیای دیگر می‌برند، به دور از قوانین کلیشه‌ای این دنیا و خودم را به جای قهرمان داستان می‌گذارم…
در وقت‌هایی که بی کار می‌شوم به درون ذهن خودم می‌روم، به دنیای ساخته‌ی دست خودم…دنیایی که من خالق آنم، من قهرمان آنم…در آنجا زندگی می‌کنم و لذت می‌برم…
شاید روزی توانستم اتفاقاتی که در آن دنیا برای من می‌افتد را به روی کاغذ بیاورم و منتشر کنم…اگر آنقدر اعتماد به نفس داشته باشم که آن را منتشر کنم :)
کاش می‌شد به خواب مصنوعی بروم، در خیال خودم در آن دنیا زندگی کنم…

اما در این دنیا، جایی که من هستم، واقعیت و وجود من هست، من یک انسان عادی هستم…نمی‌توانم به ویژگی‌های فرا طبیعی مثل جادو دست پیدا کنم، من در این دنیا نمی‌توانم به هر چیزی می‌خواهم برسم…در این دنیا مشکل من شکمی است که از کنترل من خارج شده و در حال چاق شدنم! حتی آنقدر اراده و توانایی ندارم که جلوی آن را بگیرم…!
الا یا ایها الساقی امان از دست این چاقی…
در این دنیا، درس من قوی نیست، در این دنیا منابع مالی نامحدود ندارم، در این دنیا سن من محدود است، در این دنیا امکان دارد هر لحظه عمرم به پایان برسد و آرزوهایم ناتمام بماند…

به دنیای مجازی پناه آوردم تا شاید کمی از کاستی‌های خودم را جبران کنم، دلم را خوش کنم که در دنیای مجازی کمی بالاتر از افراد عادی هستم…اما باز هم آن چیزی که می‌خواهم نیستم…

شما چطور؟ دوست ندارید فردی معروف باشید؟ دوست ندارید بالاتر از افراد عامی باشید؟ دوست ندارید یک قهرمان باشید و طرفداران زیادی داشته باشید؟
راه حل من پناه بردن به یک دنیای دیگر بود، مثل دنیای مجازی یا دنیاهای تخیلی در داستان‌ها…اما راه حل کاملی نیست…شما چی پیشنهاد می‌کنید؟

Share
Categories: سردبیرنامه Tags:

چند کلمه حرف حساب…

۱۷ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

شروع کردن یک متن و داستان، اولین جرقه‌های شکل گیری مطلب همیشه برای من سخت‌ترین کار بوده و هست…مخصوصاً متنی مثل این متن، متنی برای افتتاح یک بخش، در حالی که می‌خواهم در عین صمیمیت، جدی باشد و درگیر کلیشه‌ها نیز نشود.
عید نوروز به پایان رسیده و تمام فعالیت‌های اداری و علمی به وضعیت قبلی برگشته است. ما هم در سال جدید روند کاری خود را تغییر می‌دهیم تا خدمات بهتری نسبت به قبل به کاربران ارائه دهیم.
برای شروع، بخش وبلاگ مجدداً آغاز به کار کرد. این بخش مدخلی برای ارتباط راحت‌تر و صمیمی‌تر کاربران و مدیران سایت است.
البته قبلاً هم در بازه‌ای از زمان این بخش به صورت کاملاً محدود به وجود آمد و بعد از مدتی هم تعطیل شد، اما این بار به لطف خدا با قدرت به کار خود ادامه می‌دهد.
از دیگر بخش‌های مفیدی که در سال پیش وجود داشتند می‌توان به جزوه‌های آموزش داستان نویسی اشاره کرد که به طور اختصاصی توسط سوشا تهیه و تنظیم شده بود. از برنامه‌های سایت در سال جدید می‌توان به ادامه انتشار این جزوات اشاره کرد.
ضمناً سوشا برای انجام چند پروژه ترجمه آماده می‌شود و به زودی انتشار فصل به فصل اولین پروژه آغاز می‌شود.
در همین راستا از تمام مترجمان مجرب و علاقه‌مند به ادبیات داستانی و رمان دعوت به همکاری می‌شود.

Share
Categories: عمومی Tags: